زبان دوم سخت تر از زبان اول؟ چرا؟

تردیدی وجود ندارد که زبان اول یا زبان مادری بسیار طبیعی و آسان یادگرفته می شود. هیچ کسی نیست که بخواهد  به درستی این واقعیت شک کند. برای اثبات این ادعا کافی است به کودکانی که در اطراف مان هستند نگاه کنیم. هیچ کودکی در هیچ جای دنیا برای یادگیری زبان  تلاش  نمی کند. هیچ کودکی برای یادگیری زبان مادری اش ، در هیچ کلاسی نام نویسی نمی کند و هیچ کودکی حتی در خانه به صورت رسمی آموزش زبان نمی بیند. همه چیز برای کودک  ، طبیعی اتفاق می افتد. تمام کودکان دنیا برای یادگیری زبان مادری شان از دو عامل بسیار مهم و حیاتی سود می برند. اولین عامل برای موفقیت خیره کننده کودکان در یادگیری زبان مادری ، وجود استعدادی ذاتی و طبیعی به نام ” نطق ” یا ” تکلم” در وجود انسان ها است. انسان ناطق و متکلم است. این استعداد، الهی است و خود بخود در انسان ها متجلی می شود از زمان حضرت آدم تا امروز قدرت تکلم انسان ها بود که باعث تولد این همه زبان و گویش متعدد در سراسر جهان شد.  قدرت تکلم به صورت ذاتی در انسان ها قرار داده شده است اما اگر انسان ها کنار هم زندگی نمی کردند هرگز  هیچ زبانی متولد نمی شود. در واقع تولد زبان ها محصول زندگی اجتماعی بشر بوده اند. انسانی را تصور کنید که به محض تولد در یک محیط ایزوله به او غذا بدهند و تمام نیازهای جسمی اش را تامین کنند اما با کسی ارتباط نداشته باشد. چنین انسانی هرگز قدرت تکلم و زبان در او فعال نخواهد شد. زبانشناسان و روانشناسان متعددی در زمینه زبان مادری تحقیق کردند. این تحقیقات عمدتا بر روی خردسالان انجام شد که دو نتیجه کاملا متفاوت را نشان می دهند. اولین دسته از تحقیقات همانطور که در بالا اشاره شد نشان می دهد اگر کودکی در دوران سرنوشت ساز عمر خود تنها بماند و با کسی ارتباط نداشته باشد ، نه تنها هیچ زبانی را یاد نمی گیرد بلکه بعد از آن سن خاص و طلایی، حتی اگر بخواهند به او آموزش بدهند هرگز نمی تواند مثل یک انسان طبیعی، صحبت کند. علت این است که چنین فردی یک دوره بسیار  طلایی  برای یادگیری زبان در محیط طبیعی را  از دست داده است. اما دسته دیگری از تحقیقات هستند که نشان می دهند کودکانی که در دوران کودکی با دو زبان متفاوت روبرو بودند توانستند هر دو زبان را به خوبی و به صورت طبیعی یاد بگیرند. حتی اگر با بیش از دو زبان روبرو شده باشند به خوبی آن زبان ها را نیز یاد می گیرند. این امر نشان دهنده یک نکته مهم است:

استعداد نطق و تکلم (به معنای زبان شفاهی) در همه انسان ها به صورت طبیعی قرار داده شده است اما باید در فرصت مناسب و قبل از آنکه دیر شود به صورت طبیعی پرورش یابد و فعال شود.

اگر کودکی در سن مناسب در محیط مناسب قرار بگیرد زبان محیط خود را به خوبی یاد می گیرد و به زبان مادری اش تبدیل می شود. کودک ایرانی فارسی یاد می گیرد. کودک انگلیسی ،زبان انگلیسی یاد می گیرد. کودک ژاپنی به زبان ژاپنی مسلط می شود. نکته جالب اینکه تک تک کودکان حتی در مناطق مختلف یک کشور و در زیرشاخه های یک زبان، گویش خاص آن منطقه را یاد می گیرند. یادگیری زبان در کودکان به صورت کاملا طبیعی اتفاق می افتد و کاملا شییه به رشد کردن گیاهان ، درختان ، زاد و ولد حیوانات و هر رشد و نمو طبیعی دیگر در این جهان هستی است. در این رشد طبیعی مهارت گفتاری- شنیداری افراد به صورت طبیعی رشد می کند ولی میزان این رشد به میزان مواجه شدن آن فرد با زبان مورد نظر بستگی خواهد داشت.

یادگیری طبیعی زبان اگر به حال خود رها شود هرگز منجر به ” با سوادی ” نمی شود. با سواد به معنی کسی است که قدرت نوشتن و خواندن دارد و اصولا کلمه سواد کلمه ای عربی به معنای “سیاه” است. در زبان عربی به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ” سواد علی بیاض” گفته می شود یعنی سیاهی که روی سفیدی نوشته می شود. فرد با سواد یعنی کسی که می تواند روی کاغذ سفید با رنگ سیاه بنویسد. پس با سوادی  به صورت طبیعی رخ نمی دهد  بلکه انسان ها  خالق سواد بودند و در تعلیم سواد  نقش دارند . اگر در دوره کودکی آموزش سواد به کودک داده نشود کودک با سواد نمی شود و در بزرگسالی کار سختی برای باسواد شدن خواهد داشت چون قدرت یادگیری زبان حتی مورد زبان مکتوب هم وابسته به سن طلایی خاصی است.

اما چرا زبان دوم سخت است؟

پاسخ به این سئوال دقیقا برعکس علت موفقیت کودکان در یادگیری زبان اول است. تمام عواملی که باعث موفقیت کودک در یادگیری زبان اول می شود در هنگام یادگیری زبان دوم وجود ندارد و همین امر باعث می شود  یادگیری طبیعی  زبان به  امری غیرطبیعی و غیر عادی تبدیل شود. هر کاری که غیر طبیعی باشد سخت است. تصور کنید که موز یا خرما در مناطق گرمسیری بدون کمترین مراقبتی رشد می کنند و بهترین محصول را می دهند اما اگر بخواهیم در منطقه سردسیری موز یا خرما بکاریم حتما باید محیط رشد طبیعی آن را شبیه سازی کنیم یعنی باید در داخل گلخانه پرورش یابند که این کار هم نیازمند صرف هزینه های زیاد است و هم محصول مورد نظر به کیفیت محصول طبیعی نیست.  یادگیری زبان دوم معمولا در سنی شروع می شود که اولا دوره طلایی برای یادگیری زبان تمام می شود و فرد حداقل یک زبان به نام زبان مادری را یاد گرفته است. یادگیری زبان مادری به علت تقدم بر زبان دوم علاوه بر واژگان اختصاصی خود ، ساختار جمله بندی و لهجه مخصوص به خود را دارد، نحوه ادای حروف و کلمات منطبق با زبان مادری شکل گرفته است و همین امر روی زبان دوم به شدت تاثیر می گذارد. پس مشکل اصلی این است که زبان دوم در زمانی یاد گرفته می شود که فرصت طلایی برای زبان آموزی از دست رفته است. ثانیا در هنگام یادیگری زبان دوم، محیط طبیعی برای یادگیری فراهم نیست. کسی که می خواهد در ایران زبان ژاپنی یاد بگیرد مطمئنا شاید یک نفر را هم پیدا نکند که بتواند با او به زبان ژاپنی صحبت کند. پس یادگیری زبان دوم ، فی نفسه سخت تر از زبان اول نیست بلکه به علت فراهم نبودن شرایط طبیعی زبان مادری، یادگیری زبان دوم سخت می شود. یادگیری زبان به عنوان زبان مادری کار سختی نیست. از این جنبه هیچ زبانی سخت تر از زبان دیگر نیست . بحث سختی یادگیری زبان یا سخت تر بودن یک زبان نسبت به زبان دیگر امری نسبی است. برای مثال ما فارس زبان ها عربی را راحت تر از چینی ها یاد می گیریم چون  زوج زبانی فارسی – عربی نسبت به زوج زبانی چینی – عربی اشتراکات بیشتری  دارد. برای یادگیری زبان چنینی باید حروف کاملا جدیدی را بیاموزیم ولی برای زبان عربی از همین الان تمام حروف عربی را بکار می بریم و بسیاری دیگر از عوامل که کار یادگیری یک زبان را نسبت به زبان دیگر آسان می کنند.

 

 

trans4

مترجمی حرفه ای چیست؟

 مترجمی حرفه ای دقیقا در قیاس با مترجمی آماتوری تعریف می شود. منظور از مترجم حرفه ای یا مترجمی حرفه ای ، فعالیت یک مترجم در حوزه تخصصی ترجمه با اهداف و ساز و کار  تعریف شده  سازمانی ، اداری و شرکتی است. در این تعریف مهم نیست کارفرمای شما از بخش دولتی یا خصوصی است بلکه مهم  کیفیت ترجمه ای است که شما طبق ماموریت حرفه ای خود به کارفرما تحویل می دهید. بارز ترین ویژگی مترجمی حرفه ای ، بالاترین  سطح مسئولیت پذیری و پاسخگویی مترجم در قبال ترجمه ای است که انجام می دهد و مترجم بابت هرگونه اشتباه در محتوای ترجمه ، به نسبت مسئولیت خود مجازات خواهد شد.

 مترجم  فریلنسر  (آزاد کار ) چیست؟

هرچند مترجمِ فریلنسر به عنوان یک مترجم کار می کند و مترجمی بخشی از حرفه او محسوب می شود اما بنا به دلایل کاملا مشخص ، نمی توان با قطعیت اینگونه ترجمه ها را جزو ترجمه های حرفه ای دسته بندی کرد. یکی از این دلایل نداشتن ساختار حرفه ای و حوزه کاری مشخص در بخش فریلنسری است. بخش عمده ترجمه های فریلنسری مطالبات ترجمه ایِ شحصیت های حقیقی هستند. در بحث فریلنسری  بنا به تعدد سفارش های ترجمه نمی توان آن را در زمره دسته بندی های مترجمی حرفه ای قرار داد. یکی از ویژگی های مترجمی فریلنسری تعدد موضوعی، تعدد سفارشات ترجمه و تنوع نیازهای کارفرما است. بنابراین دوره آموزش مترجمی فریلنسری باید به گونه ای باشد که یک مترجم را برای فضای کاری متفاوتی آماده کند در حالی که در مترجمی حرفه ای سطح کالا و سبک کار بالاتر از فریلنسری است. منظور این نیست که کیفیت ترجمه های فریلنسری لزوما پایین باشد اما مترجمی حرفه ای شرایطی را برای احراز صلاحیت مترجم می طلبد که طبیعتا نتایج متفاوتی را در ترجمه ارائه می دهد.